Archive for دسته: خودمانی

آیین روزگار

فلک را جور بی اندازه گشت‌ست جهان را رسم و آیین تازه گشت‌ست هَزار امروز هم آواز زاغ است گُل از بی رونقی‌ها خار باغ است نَه خندان غُنچه نَه سرو از غم آزاد نَه گُل خرم نَه بلبل خاطرش شاد غم دیرینه گَر در سینه داری چه غم گر باده‌ی دیرینه داری دو چیز […]

ممنوع است!

دل من حوصله کن داد زدن ممنوع است کم گله کن فریـاد زدن ممنوع است بیـن این قـوم که هـر کـار ثوابی‌ست کباب دل دلسوختـه را باد زدن ممنـوع است تیشه بر ریشه فرهـاد زدن شیـرین اسـت حـرفی از پیشه فرهـاد زدن ممنـوع است شادی از منظــر این قوم گناهی‌ست بزرگ بـزن آهنگ، ولی شـــاد […]

عشق …

از تو ای عشق در این دل چه شررها دارد یادگار است و چه شب ها چه سحرها دارد با تو ای راه زن دل چه سفرها دارد گرچه از خود خبرم نیست، خبرها دارد تو مرا قانع و آشفته و رسوا کردی تو مرا غافل ز اندیشه فردا کردی آری ای عشق تو بودی […]

رسانه های دیجیتال

چهارمین نمایشگاه رسانه های دیجیتال نیز برگزار شد و روزهای پایانی خود رو سپری می کنه. امسال با نگاه کلی که به نمایشگاه کردم چنان سطح کیفی خوبی نداشت. ولی حضور جوانان و کسانی که تلاش دارند برای خودشون سری در سرها بلند کنند جالب توجه و قابل ستایش بود. دوستای عزیزم هم در غرفه […]

پشت این پنجره جز هیچ بزرگ هیچی نیست!

بیا وقتی برای عشق هورا می کشد احساس به روی اجتماع بغض حسرت گاز اشکاور بریزیم بیا با خود بیندیشیم اگر یک روز تمام جاده های عشق را بستند اگر یک سال چندین فصل برف بی کسی بارید اگر یک روز نرگس در کنار چشمه غیبش زد اگر یک شب شقایق مرد تکلیف دل ما […]

چرا بعضی …

چرا بعضی برای عشق دل هاشان نمی لرزد؟ چرا بعضی نمی دانند که این دنیا به تار موی یک عاشق نمی ارزد؟ چرا بعضی تمام فکرشان ذکر است، و در آن ذکر هم یاد خدا خالیست؟ و گویی میوه اخلاصشان کال است چرا شغل شریف و رایج این عصر رُجالیست؟ چرا در اقتصاد راکد احساس […]

به یاد آن گذشته …

ایستاده بودم و دل برکنده از کویر، همه تن چشم کردم و در چشم آسمان دوختم و همه جان نگاه کردم و در آن گوشه آسمان آویختم و در اعماق این کبود، به لذت جان سپردم و در آبی این دریا به عشق جان می گرفتم و غرقه مستی و بی خویشی، با آسمان عشق […]

آن عشق

آن عشق که دیده گریه آموخت از او دل در غم او نشست و جان سوخت از او امروز نگاه کن که جان و دل من جز یادی و حسرتی چه آموخت از او ه.ا. سایه

هیچستان

سخن من نه از درد ایشان بود خود از دردی بود که ایشانند احمد شاملو

قانون یا فرهنگ ؟

مدت های بسیار طولانی و شاید که با صداهای مختلف آژیرها در گوشه و کنار شهر آشنا هستیم. کافیست کوچکترین اتفاقی بیفتد تا صدای یکی از وسایلی که بر روی آن ها آژیر نصب هست با دلیل یا بی دلیل به صدا در آید. بارها و بارها با چشم خودم دیدم که بسیاری از وسایل […]

وسیله نقلیه شخصی را دوست دارم!

دیروز صبح راه افتادم برم به یک محلی که اغلب با ماشین شخصی می رفتم. امروز برگشتن از اون مسیر رو زمان گرفتم. بر گشتنی که به دلایلی مسیرم یکم طولانی تر و پر ترافیک تر شد. حدود ۲۰ دقیقه شد. اما دیروز من با مترو و اتوبوس نزدیک به ۲ ساعت معطل شدم! همه […]

و یکسال دیگر …

امروز به سن یتیمی عالم یکسال دیگر افزوده شد، امشب نه تنها یتیمان کوفه بی پدر شدند که عالم نیز ۱۴۰۰ واندی سال است که یتیم شده است! اما گویی فراموش کرده که چنین دقیق در حال حرکت به مدار خود است. و عشق را توان فریادی دیگر پس از علی نیست!